بازشناسي پارادايم علمي ايران

مقاله ای از دکتر سعید زیباکلام

ایشان در مقاله ای سعی کرده اند تا با رویکردی منتقدانه تصویری از وضعیت جاری حوزه علم کشور ارائه کنند. ایشان تحلیل خود را در چند محور ارائه کرده اند: تعامل و تضارب آراء و انظار، تحصيلات تكميلي در دانشگاه‌ها و مجلات علمي‌ـ‌پژوهشي.  عبارات زیر از نوشته های ایشان استخراج شده اند که برای مطالعه متن کامل مقاله می توانید آن را از لینک زیر مشاهده بفرمایید.  متن مقاله

  • اساتيد دانشگاهي و حوزوي، پس از كنارزدن شاخ ‌و برگ‌هاي انواع تعارف و تواضع و شكسته‌نفسي‌هاي دروغ‌آميز و رياكارانه، عموماً خود را قله‌هاي خودبسندة رفيع منيعي از علم و دانش و بصيرت مي‌بينند به‌نحوي كه تراوشات مغزي‌شان هيچ نيازي به تعامل و تضارب با ساير همكسوتان‌شان ندارد.
  • همين‌جا اين پديدار بسيار بسيار مهم و سؤال‌انگيز اما هيچگاه بيان‌نشده را بازگو كنيم كه بسيار بسيار نادر مي‌توان استادي را در دانشكدة خود يافت كه در اتاق خود مشغول مطالعه و پژوهش باشد. و اين يعني، اكثر قريب به اتفاق اساتيد تنها و تنها براي تدريس پا به دانشكدة خود مي‌گذارند و بلافاصله پس از خروج از كلاس، دانشگاه را ترك‌مي‌كنند. و اين يعني، دانشجويان عموماً نه مي‌توانند پرسش‌هاي مهم مباحثه‌انگيز خود را سركلاس مطرح كنند و نه در بيرون از كلاس درس.
  • همان‌طور كه پيش‌تر متذكرشدم معضلة كثرت دانشجويان در هر سه مقطع، خصوصاً كارشناسي، تنها يكي از علل آشكار و مرئي معضلة عدم تعامل استادان و دانشجويان است. ليكن با رفع معضلة كثرت دانشجويان تازه مي‌رسيم به عوامل و علل پنهانيِ بنياني‌تر. و اين يعني، توانايي علمي، وظيفه‌شناسي كاري، انگيزه‌مندي اجتماعي يا اعتقادي، و بالاخره فراغت‌ فكر و خيال استادان.
  • ضروري‌است شوراي پژوهش‌هاي علمي كشور و به‌ويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به‌عوض پرداختن به تصويب تقويم ساليانه؛ تأييد انتخاب رياست اين يا آن دانشگاه يا مؤسسة آموزش عالي، تصويب روز زن، روز دانشجو، روز پاسدار، روز پرستار، روز كارگر، روز كشاورز، روز درختكاري، تصويب تبصره اول از بند دوم مادة سوم فلان آيين‌نامه يا اساس‌نامه، و امثال اين قبيل امور، باني جدي و بنياني چنين پژوهشي شوند.
  • تجربة نزديك به دو دهه حضور در مقاطع ارشد و دكتري در دو حوزة متأخر، براي من ترديدي باقي‌نمي‌گذارد كه دروس ارشد عموماً به مقدار زيادي تكرار دروس كارشناسي، و دروس دكتري نيز عموماً به مقدار بسيار زيادي تكرار دروس ارشد است
  • … اما اينك يادگرفته‌اند هوشمندي خود را صرف شناخت اين قواعد و رعايت آنها كنند تا با حداقل تلاش فكري و كمترين ورزيدگي نظري هر چه سريعتر از اين خوان‌هاي عمرتلف‌كن و انگيزه‌كش رهايي ‌يافته، به كسب مدرك مورد نظر نايل‌شوند.
  • بزرگ‌ترين آفت اين قبيل مقالات اين است كه براي ترفيع و ارتقاء نوشته مي‌شود و نه به قصد و نيت پژوهشي و رفع نقصاني و برآوردن نيازي و دفع نقطة كوري يا جهلي.
  • سعي‌كنيم اين قبيل دردهاي عميق را بشناسيم و بپذيريم كه ما، و يا دست‌كم اغلب ما عالمان دانشگاهي و حوزوي همچون ساير صنوف، فوق‌العاده به كارهاي چشم‌‌پركن و چشم‌نواز علاقه داريم. آري! چندان علاقه نداريم بنشينيم و صرف‌نظر از ظواهر امور تدبير‌كنيم كه چه بايدكرد تا فصلنامه‌مان توانمند و پرحيثيت شود.
  • موضع بنياني اين است كه عالمان با عوامان از جهت گران‌باري تعلقات و آمال، خواه تعلقات و آمال الهي باشد خواه شيطاني، خواه رحماني باشد خواه نفساني، خواه دنيوي باشد خواه اخروي، مطلقاً هيچ تفاوتي ندارند!
  • اينجا به‌راستي كجاست؟اينجا جايي‌ است كه در آن از عالي‌ترين سطح حكومتي فراخوان جهت ايجاد جنبش نرم‌افزاري توليد علم اعلام‌شده و قراراست حركتي فراگير و در سطوح مختلف صورت‌گيرد تا معضلات و مشكلات ذوابعاد جامعه‌اش به‌مدد تأملات نظريه‌پردازانة بومي عالمان محقّق دانشگاهي و حوزوي شناخته و حل و رفع گردد. ليكن يكي از بزرگ‌ترين و طبيعي‌ترين سفره‌هاي ارائه و عرضة آن نظريه‌پردازي‌ها همان فصلنامه‌هاي علمي‌ـ‌پژوهشي  است که  به‌نحو رقت‌انگيز و تأسف‌باري عموماً خالي و پوچ است. پيش از فراخوان هم عموماً خالي و پوچ بوده‌است. و همة قرائن و شواهد حكم‌مي‌كند كه كماكان تا آينده‌هاي نسبتاً دور هم عموماً پوچ و خالي خواهدبود.
  • هيچيك از استادان و عالمان مدرّس دانشگاهي و حوزوي را نمي‌توان با بخشنامه و خواهش و تمنّا محقق و پژوهشگر ساخت. اما مي‌توان تمهيداتي را به كار بست تا اين تحول بزرگ و مبنايي را تدريجاً ايجادكند. از جملة آنها بيشينه‌كردن امكانات و منابع پژوهشي و مالي و موقعيت‌هاي مرتبط با تصميم‌گيري براي محققين، و كمينه‌كردن آنها براي مدرسين و صاحبان منصب اجرايي و مديريتي است.
About these ads
این ورودی در دیدگاه فرستاده شده است. پایاپیوند به آن را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s